عقلائیلغتنامه دهخداعقلائی . [ ع ُ ق َ ] (ص نسبی ) منسوب به عُقلاء. عاقلانه . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به عقلا و عقلاء شود.
منطقیفرهنگ مترادف و متضاد۱. عقلایی، عقلانی، مدلل، درست، سنجیده، معقول ۲. روششناس، منطقدان ۳. جدلی ≠ غیرمنطقی، نامعقول
منطقیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال معقول، عقلایی، عقلانی، مدلل، قیاسی، بههنجار، متعادل، عمیق، وارد، بهجا، قابلقبول، مسموع، موجه، محکمهپسند، تأییدکننده، اثبات کننده استدل