عتباتلغتنامه دهخداعتبات . [ ع َ ت َ ] (ع اِ) ج ِ عتبة. رجوع به عتبه شود. || نام بالغلبه است مشاهد متبرکه را مانند مشهد حضرت علی (ع ) و حضرت حسین (ع ) و دیگر مزارات امامان .
عتبانلغتنامه دهخداعتبان . [ ع ُ ] (اِخ ) ابن مالک الانصاری الخزرجی السالمی . صحابی و از بدریان است حضرت رسول (ص ) بین او و عمر برادری افکند در صحیحین ده حدیث از او روایت شده است
عذباتلغتنامه دهخداعذبات . [ ع َ ذَ ] (ع اِ) ج ِ عذبة بمعنی چابق تازیانه : در زیر عذبات عذاب و زخم چوب و شکنجه سپری شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 341).- یوم العذبات ؛ از روزهای عربا
عرباتلغتنامه دهخداعربات . [ ع َ رَ ] (اِخ ) ج ِ عربة و آن بلاد عرب باشد. || و راهی است در کوه بطریق مصر. || عربة بلغت اهل جزیره سفینه ای باشد که در آن آسیائی در میان آب جاری مثل
انور زند شیرازیلغتنامه دهخداانور زند شیرازی . [ اَ وَ زَ دِ ] (اِخ ) مؤلف مجمع الفصحاء نویسد: اسمش محمد ابراهیم خان فرزند کهتر محمدکریم خان زند مشهور به وکیل است که سی سال سلطنت کردو بعد
چاووش خوانلغتنامه دهخداچاووش خوان . [ خوا / خا ] (نف مرکب ) چاوش . خواننده ٔ اشعار در منقبت ائمه مناسب با زیارت عتبات عالیات .
داور قاجارلغتنامه دهخداداور قاجار. [ وَ ] (اِخ ) نواب شاهزاده امام وردی میرزا برادر بطنی رکن الدوله است . در دولت سلطان محمدشاه بملک عثمانی گریخت و در بغداد بماند و بزیارت عتبات پرداخ
فروغی بسطامیلغتنامه دهخدافروغی بسطامی . [ ف ُ ی ِب َ ] (اِخ ) میرزا عباس فرزند موسی برادر بزرگتر دوست علیخان خزانه دار محمدشاه بوده و پس از استعفای پدرش و مسافرت او به عتبات فروغی در سا