25 فرهنگ

1732 مدخل


جناب

ja(o)nāb

شرطی که با یکدیگر می‌بندند؛ جناغ: ◻︎ راست گفتی عتاب او بر من / هست از بهر بردن جناب (فرخی: ۴۵۱).

سرکار

آستان، حضرت، درگاه، عتبه

esquire, Excellency, gent, honor, sir, ship _