چوزکلغتنامه دهخداچوزک . [ زَ ] (اِخ ) (چشمه ...) از ناحیه نوئی کوه کیلویه و در 2500 گزی شرقی سرفاریاب واقع شده است و این چشمه از درز سنگی درآید که مانند شرم زنان باشد. (فارسنامه
چوزک بالالغتنامه دهخداچوزک بالا. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زنجان رود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان . 130 تن سکنه دارد. از چاه آبیاری میشود. محصولش غلات و برنج است . (از فرهنگ جغرافی
چوزک پائینلغتنامه دهخداچوزک پائین . [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زنجان رود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان . 143 تن سکنه دارد. از زنجان رود آبیاری میشود. محصولش غلات ، برنج ، انگور و قیسی
چوزک بالالغتنامه دهخداچوزک بالا. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زنجان رود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان . 130 تن سکنه دارد. از چاه آبیاری میشود. محصولش غلات و برنج است . (از فرهنگ جغرافی
چوزک پائینلغتنامه دهخداچوزک پائین . [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زنجان رود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان . 143 تن سکنه دارد. از زنجان رود آبیاری میشود. محصولش غلات ، برنج ، انگور و قیسی
ششلغتنامه دهخداشش . [ ش َ / ش ِ ] (عدد، ص ، اِ) صفت توصیفی عددی ؛ دو دفعه سه . (ناظم الاطباء). عدد پس از پنج و پیش از هفت . ست . سته . نماینده ٔ آن در ارقام هندیه «6» است و در
بازلغتنامه دهخداباز. (اِ) گشادگی میان هر دو دست را گویند چون از هم بگشایند و آنرا نیز بترکی قلاج خوانند و بعربی باع گویند. و به این معنی بازای فارسی هم آمده است . (برهان ) (دِم