secretدیکشنری انگلیسی به فارسیراز، رمز، سر، دستگاه سری، مخفی، محرمانه، پنهان، نهان، رمزی، نهانی، مجهول، اسرار امیز، پوشیده، سرپوشیده
دستداد سرّیsecret handshakeواژههای مصوب فرهنگستانطرحی برای شناسایی متقابل اعضای یک گروه به گونهای که: الف) افراد خارج از گروه قادر به شناسایی اعضای گروه نباشند، ب) افراد خارج از گروه نتوانند خود را بهعنوان ی