contributingدیکشنری انگلیسی به فارسیمشارکت، اعانه دادن، شرکت کردن در، همکاری و کمک کردن، هم بخشی کردن
ساختار سهیمcontributing structureواژههای مصوب فرهنگستانفرمولی ساختاری از مجموعهفرمولهای مربوط به یک مولکول معین که هریک از این فرمولها در تابع موج کل مولکول شرکت دارد
بخششدیکشنری فارسی به انگلیسیbaksheesh, contribution, dole, donation, endowment, forgiveness, free pardon, gift, grant, indulgence, largess, largesse, pardon, remission