نرمیقلغتنامه دهخدانرمیق . [ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان برآغوش بخش آلان برآغوش شهرستان سراب . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
نرمیقلغتنامه دهخدانرمیق . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ملایعقوب بخش مرکزی شهرستان سراب ، در 17هزارگزی جنوب شرقی سراب در ناحیه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 679 تن سکنه دا
نرمیدیکشنری فارسی به انگلیسیflaccidity, fleeciness, furriness, lenity, lightness, limpness, pulpiness, silkiness, sleekness, smoothness, softness, tenderness, tractability
softenدیکشنری انگلیسی به فارسینرمی، نرم کردن، نرم شدن، ملایم کردن، کاستن، کم کردن، فرو نشاندن، اهسته تر کردن، خوابانیدن، شیرین کردن
slickدیکشنری انگلیسی به فارسینرمی، سطح صیقلی، سطح صاف، نرم و صاف کردن، یک دست کردن، صاف، جذاب، نرم، لیز، ماهر، مطلق، یک دست