25 فرهنگ

1967 مدخل


تسلیم

taslim

۱. گردن نهادن؛ رام شدن.
۲. واگذار کردن؛ سپردن.
۳. (اسم) [قدیمی] درود؛ سلام.

واگذاری، گردن نهادن

۱. استرداد، تحویل، تفویض، تقدیم، واگذار، واگذاری
۲. تمکین ≠ نشوز
۳. رام، مطیع، منقاد ≠ عاصی، سرکش، نافرمان

acquiescence, acquiescent, capitulation, delivery, subordinate, obedience, passive, resignation, resigned, resistless, slavish, submission, submissive, submissiveness, subservient, surrender, yielding