25 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
مسموم کردن
فرهنگ مترادف و متضاد
۱. زهرآلود کردن، زهرآگین کردن، سمی کردن
۲. زهر خوراندن