25 فرهنگ

subsistence

/səbˈsistəns/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

معیشت، امرار معاش، معاش، وسیله معیشت، اعاشه، گذران، دوام، زیست، نگاهداری، مدد معاش، سر سختی