25 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
obliging
/əˈblījiNG/
دیکشنری انگلیسی به فارسی
موظف است، اجباری، مهربان، اماده خدمت، الزامی