عقاللغتنامه دهخداعقال . [ ع ُق قا ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاقِل .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). خردمندان : دل ای حکیم بر این معبر هلاک مبندکه اعتمادنکردند بر جهان عقال .سعدی .