توفیق جستن
لغتنامه دهخدا
توفیق جستن . [ ت َ / تُو ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) توفیق خواستن . طلب موفقیت و کامیابی کردن :
از خدا جوئیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب .
رجوع به توفیق و دیگر ترکیبهای آن شود.
از خدا جوئیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب .
رجوع به توفیق و دیگر ترکیبهای آن شود.