26 فرهنگ

قابل

/qābel/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. قبول‌کننده؛ پذیرنده.
۲. دارای امکان برای قبول امری یا حالتی: قابل اجرا، قابل قبول.
۳. سزاوار؛ شایسته.
⟨ قابل ارتجاع: هر شیئ که پس از خم کردن یا فشار دادن آن به حالت اول برگردد.