26 فرهنگ

زده

/zade/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. زده‌شده.
۲. کوفته؛ آسیب‌دیده.
۳. فرسوده.
۴. ساییده و سوراخ‌شده.