دهیو/dehyu/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ناحیه؛ بخش.۲. بخشی از کشور.۳. ده؛ دیه: ◻︎ کشاورز، اندام و دهیو، بدن / مبرّید اندام دهیو ز تن (بهار: ۹۳۰).