خدوک/xa(o)duk/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. رشک؛ حسد: ◻︎ از حسد فتح تو خصم تو پی کرد اسب / همچو جحا کز خدوک چرخهٴ مادر شکست (انوری: ۹۲).۲. قهر؛ خشم.۳. غصه.۴. (صفت) آشفته؛ پریشان.