26 فرهنگ

خدوک

/xa(o)duk/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. رشک؛ حسد: ◻︎ از حسد فتح تو خصم تو پی کرد اسب / همچو جحا کز خدوک چرخهٴ مادر شکست (انوری: ۹۲).
۲. قهر؛ خشم.
۳. غصه.
۴. (صفت) آشفته؛ پریشان.