26 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
تعویق
/ta'viq/
فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. بازداشتن.
۲. عقب انداختن؛ تٲخیر و درنگ کردن در کاری.