تالی/tāli/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنکه بعد بیاید؛ ازپیآینده؛ تابع؛ پیرو.۲. [قدیمی] تلاوتکننده.۳. (اسم) (منطق) [قدیمی] جزء مؤخر جملۀ شرطیه.