26 فرهنگ

استراتژی

/'est[e]rāteži/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. (سیاسی) استفاده از امکانات برای برنامه‌ریزی جهت رسیدن به هدف معیّن؛ سیاست‌گذاری.
۲. (اسم) (نظامی) علم اداره کردن عملیات و حرکات ارتش در جنگ.