غفصلغتنامه دهخداغفص . [ غ َ ] (ص ) تندار و لک و سطبر و فربه . این لفظ جز در فردوس اللغات در دیگر کتب معتبره ٔ لغات یافته نمیشود و ظاهراً در اصل گبز بوده به معنی سطبر و قوی چنان
غفصتلغتنامه دهخداغفصت . [ غ َ ص َ ] (ع اِ) حادثه و اتفاق ناگهانی ، و گویا مأخوذ از غافصه ٔتازی باشد به معنی سختیهای زمانه . (ناظم الاطباء).