غفقلغتنامه دهخداغفق . [ غ َ ] (ع مص ) برآمدن باد از کسی . (از منتهی الارب ). باد از کسی جستن .(آنندراج ): غفق الحمار غفقاً؛ خرجت منه ریح . (اقرب الموارد). || غفق به سوط؛ بسیار
غفقةلغتنامه دهخداغفقة. [ غ َ ق َ ] (ع اِ) یکبار خفتن ، یقال :غفقنا غفقة من اللیل ؛ ای نمنا نومةً. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم مرت از غفق است . رجوع به غَفق شود.