غاباتلغتنامه دهخداغابات . (ع اِ) ج ِ غابة. بیشه ها. بیشه هاو صحراها. (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به غابة شود.
غابانکلغتنامه دهخداغابانک . [ ن َ ] (اِ) شابانک . شاهبانک . شاهباپک . شابابک . شاهنانج . شابالج . شاهبابک . شابانج . شاه بانج . شافامج . معرب شابانک که برنوب باشد. (فهرست مخزن الا
غاراتلغتنامه دهخداغارات . (ع اِ) ج ِ غارة. (اقرب الموارد) : و ولایت از تاراج و غارات محافظت نمودی . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 96).
غاناتلغتنامه دهخداغانات . (اِ) صاحب جمع غانات ، در دوره ٔ صفوی به کسی می گفته اند که ناظر گوشت و سلاخی و امور مربوط به آن بوده است . نویسنده ٔ تذکرةالملوک آرد: فصل هفتم در بیان ش