غازیانلغتنامه دهخداغازیان . (اِ) جمع فارسی کلمه ٔ غازی است که بر مطلق جنگجویان و سپاهیان اطلاق میشود : اندر وی [قالیقله ] غازیانند بنوبت از هر جایی . (حدود العالم ). غازیان ماوراء
غازیانلغتنامه دهخداغازیان . (اِخ ) شهری است متصل به بندر انزلی و در فاصله ٔ 3500 گزی شهر رشت و 136 هزارگزی بندر آستارا واقع و ضمیمه ٔ بندر انزلی است که بوسیله ٔ دو پل بزرگ که از ب
آغازیانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ابتدایی.۲. (اسم) (زیستشناسی) جاندارانی که بدن آنها از یک یاخته تشکیل یافته و فقط با میکروسکوپ دیده میشوند و بیشتر در آبهای شیرین و قعر دریاها میان خزهها
آغازیانprotistaواژههای مصوب فرهنگستانسلسلهای از اندامگانهای هوهستهای ساده که گیاه و حیوان و قارچ را شامل نمیشود