طرشتلغتنامه دهخداطرشت . [ طَ رَ ] (اِخ ) نام موضعی خوش آب و هوا از ملک ری که طهران دارالسلطنه ٔ آن است : نازد به آه و اشک دلم کوی او سلیم چون ملک ری به آب و هوای طرشت ما. محمدقل
طجرشتلغتنامه دهخداطجرشت . [ طَ رِ ] (اِخ ) تجریش . قصبه ٔ بلوک شمیران به قصران بیرونی به در ری : به دیه طجرشت از جهت خستگی هوا نزول فرمود چه حرارت هوابغایت بود. (راحةالصدور ص 113