طپیدنلغتنامه دهخداطپیدن . [ طَ دَ ] (مص ) اصلش تپیدن است ، و یک مصدر بیش ندارد در اصل بمعنی گرم شدن است ، چون کمال گرمی رابیقراری لازم است ، لهذا مجازاً بمعنی غلطیدن می آید. (آنن
طبیدنلغتنامه دهخداطبیدن . [ طَ دَ ] (مص ) تپیدن باشد که حرکت کردن و برجستن است مر اعضای آدمی و حیوانات دیگر را بهنگام کشتن . (برهان ). لرزیدن . ضربان و حرکت کردن ، مانند دل و رگ
طپیدگیلغتنامه دهخداطپیدگی . [ طَ دَ / دِ ] (حامص ) حالت طپیده . تپش . طپش . اضطراب . لرزه . لجاجة: طپیدگی از گرسنگی . (منتهی الارب ).