طهرمسلغتنامه دهخداطهرمس . [ طُ هَُ م ُ ] (اِخ ) دهیست به مصر. (مراصد الاطلاع ) (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
طرمساءلغتنامه دهخداطرمساء. [ طِ م ِ ] (ع اِ) تاریکی . || تراکم تاریکی . || ابر تُنک . || گرد و غبار. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طرمسةلغتنامه دهخداطرمسة. [ طَ م َ س َ ] (ع مص ) ترنجیده شدن . گرفته شدن . ترش روی گردیدن . آژنگ افکندن میان دو ابرو. || سپسایکی رفتن . || سپسایکی برگشتن . || گریختن . || محو کردن