طاحنلغتنامه دهخداطاحن . [ ح ِ] (ع ص ) آردکننده . || گاوی که در مرکز خرمن بندند وقت کوفتن خرمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طاحنةلغتنامه دهخداطاحنة. [ ح ِ ن َ ] (ع ص ، اِ) دندان آسیا. (دهار). ناجذ (دندان سپسین همه ). یکی از دندانهای آسیا. ج ،طواحن : دندانی که طاحنه ٔ جسم است و غذاء روح به قوّت آن منهض