طالقانلغتنامه دهخداطالقان . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان شفت ، بخش مرکزی شهرستان فومن . در 31هزارگزی جنوب خاوری فومن و22هزارگزی جنوب خاوری شفت . کوهستانی معتدل مرطوب و مالا
طالقانلغتنامه دهخداطالقان . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) شهری است به خراسان بر حد میان طخارستان و ختلان ، جائی است بر دامن کوه با کشت و برز بسیار.(حدودالعالم ). شهری است به خراسان بر سد ح
طالقانلغتنامه دهخداطالقان . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) شهری است و یا شهرستانی است میان قزوین و ابهر، و از آنجاست صاحب اسماعیل بن عباد. (منتهی الارب ). طالقان ولایت سردسیر است ، در شرقی
طالقانلغتنامه دهخداطالقان . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) لقب پادشاهان «شهرک » از حدود ماوراءالنهر. بنابر روایت کریستنسن دانمارکی ، سلاطین ممالکی که مجاور سرحدهای شرقی و شمالی ایران بوده ا
طالقانیلغتنامه دهخداطالقانی . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) ابواسحاق بن اسماعیل طالقانی . وی در بغداد ساکن بود و از سفین بن عیینة وجریربن عبدالحمید و غیره روایت کرده و ابویعلی موصلی و ابوال
طالقانیلغتنامه دهخداطالقانی . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) ابوالحسن عبادبن عباس بن عباد طالقانی . وی از ابوخلیفه فضل بن حباب بصری و ابوبکر محمدبن یحیی مروزی بغدادی و جعفربن محمدبن حسن قرما
طالقانیلغتنامه دهخداطالقانی . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) ابوالخیر احمدبن اسماعیل یوسف طالقانی . از دوستان سمعانی صاحب کتاب الانساب بوده و سمعانی درباره ٔ وی گوید: دوست ما ابوالخیر احمدبن
طالقانیلغتنامه دهخداطالقانی . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ سیدی طالقانی از طالقان ری . مردی از کبار مشایخ و بزرگان علم حدیث بوده و پیش از سال 320 هَ . ق . درگذشته است . ابوعبدالرح
طالقانیلغتنامه دهخداطالقانی . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) از خاندانهای قدیم ایرانی در نجف اند و جد ایشان سید حسن معروف به میرحکیم پسر سیدعبدالحسین است که از شاگردان مجلسی در اصفهان و ابن