طالارلغتنامه دهخداطالار. (اِ) تالار. اطاق بزرگ مستطیلی که غالباً در منازل برای پذیرائی اختصاص داده میشود. سالن . رجوع به تالار شود.
طالار اشرفلغتنامه دهخداطالار اشرف . [ رِ اَ رَ ] (اِخ ) در اصفهان واقع است ، و از جمله ٔ ابنیه ٔ تاریخی ایران میباشد.
پل طالارلغتنامه دهخداپل طالار. [ پ ُ ل ِ ] (اِخ ) نام محلی کنار جاده ٔ قائمشهر و بابل میان قائمشهر و پل نوری کلا در 258700گزی طهران .
بلوطالارضلغتنامه دهخدابلوطالارض . [ ب َل ْ لو طُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) گیاهی است که برگ آن به برگ کاسنی ماند. (منتهی الارب ). گیاهی است که برگ آن به هندباء ماند. (از اقرب الموارد). اس
طاباریوسلغتنامه دهخداطاباریوس . (اِخ ) یکی از قیاصره ٔ روم و او دومین امپراطور روم است پسر لیوی پسر خوانده ٔ اوغسطس ، او با آنکه مردی روشن فکر و عفیف بود لکن در تحت سلطه ٔ وزیر خویش