طیشفرهنگ مترادف و متضاد۱. تعب، رنج، ناگواری ۲. خفت، سبکمغزی، سبکسری، سبکی، خفت عقل ۳. تندی، تندمزاجی، خشم، غضب ۴. اضطراب، قلق ۵. دلتنگی، آزردگی، غصه ۶. ناخوشایندی، ناگوارایی، ناگواری
طیشلغتنامه دهخداطیش . [ طَ ] (ع اِمص ) سبکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سبک سری .سبک مغزی . سبکساری . خفت عقل . سبک طبعی . (زمخشری ) : و چون امیر محمود بشرب و عیش و اتلاف و طی
طیشفرهنگ انتشارات معین(طِ یْ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) سبک شدن . 2 - (اِمص .) بی عقلی ، سبکسری . 3 - خشم ، غضب . 4 - رنج . 5 - اضطراب .
طیشانلغتنامه دهخداطیشان . [ طَ ] (ع اِمص ) الخفة و الحرکة. (قطر المحیط). سبکی . اضطراب . || (مص ) غضب کردن . طیش .
طیشیلغتنامه دهخداطیشی . [ طَ ] (اِخ ) نسبتی است که به فرزندان یزدادبن موسی بن حمیدبن السبال بن الطیشة الطیشی که از محدثین بغداد بوده ، داده شده است . (سمعانی ).
توطیشلغتنامه دهخداتوطیش .[ ت َ ] (ع مص ) آشکار نمودن یک جزء از حدیث را: وطش الحدیث توطیشاً؛ بین طرفاً منه ُ. تقول : وطش لی شیئاًمن الحدیث حتی اذکره ؛ ای افتح شیئاً منه . || آماده