پُرچروکrugose, rough, wrinkledواژههای مصوب فرهنگستانویژگی برگی با رگبندی مشبک خیلی برجسته در هر دو طرف برگ
wrinklesدیکشنری انگلیسی به فارسیچین و چروک، چروک، چین، چین خوردگی، اژنگ، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن
نماپوشۀ چروکwrinkle finishواژههای مصوب فرهنگستانپوششی که سطح آن چروکهایی با ابعاد تقریباً یکسان دارد