صقلبلغتنامه دهخداصقلب . [ ص َ ل َ ] (اِخ ) شهری است به اندلس از اعمال شنسترین و زمین آن پاکیزه و حاصلخیز است و در آن چشمه های جاری است . (معجم البلدان ).
صقلبیلغتنامه دهخداصقلبی . [ ص َ ل َ بی ی ] (اِخ ) عبدالرحمان حبیب فهری . وی قائدی شجاع بود هنگامی که داخل اموی بر اندلس استیلا داشت وی در افریقا بود و مردم را به بنی عباس خواند،
صقلبیلغتنامه دهخداصقلبی . [ ص َ ل َ بی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به صقالبه . (الانساب سمعانی ). رجوع به صقلاب شود.