صدانوشتclosed caption/ closed-captionedواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که ازطریق آن همۀ گفتارها معمولاً در پایین تصویر حک میشود و آواهای غیرگفتاری، مانند صدای شلیک تفنگ، صدای باد، خشخش برگها، صدای سرفه و موسیقی، نیز به
صداندرصدفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهصددرصد؛ تمامی و همگی؛ کلاً؛ تماماً: ◻︎ صداندرصد این دشت جای من است / بلند آسمانش هوای من است (فردوسی: ۲/۲۸).
صدگانلغتنامه دهخداصدگان . [ ص َ ] (اِمرکب ) نام وزن مخصوصی است . سنگ صد درم : مرد بقال در ترازوی خویش سنگ صدگان نهاد از کم و بیش . سنائی .در ترازو ندید صدگان سنگ گشت دلتنگ از آن