صافنلغتنامه دهخداصافن . [ ف ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از صُفون . اسب که بر سر سه پای ایستاده و سر سُم چهارم را بر زمین گذارد. (منتهی الارب ). و اینچنین اسب تیزرو باشد. (غیاث اللغات )
صافونلغتنامه دهخداصافون . (اِخ ) شهری از شهرهای جاد است که در مشرق اردن واقع است (یوشع 13:27). دور نیست که عبارتی که در آیه ٔ مسطوره در سفر داوران 12:1 «واقع است بطرف شمال »، مقص