صالحاتلغتنامه دهخداصالحات . [ ل ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صالحة.- باقیات صالحات ؛ آثار نیک که از شخص ماند پس از مردن وی .
صالحانیلغتنامه دهخداصالحانی . [ ل ِ ] (اِخ ) محمدبن ابراهیم بن علی بن ابراهیم ، مکنی به ابی هریره . رجوع به محمدبن ابراهیم شود.
صالحانلغتنامه دهخداصالحان . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان توابع کجوربخش مرکزی شهرستان نوشهر، 6000گزی جنوب خاوری کجور.کوهستانی ، سردسیر، سکنه 810 تن . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ محلی
صالحانیلغتنامه دهخداصالحانی . [ ل ِ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن حسین بن مهران ، مکنی به ابی بکر. رجوع به محمدبن عبداﷲبن حسین بن مهران بن شاذان شود.