277 مدخل
بله
چرخ، چرخش، دور، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن
چرخ زدن
کثیف
کولمن، راننده، شوفر اتومبیل، دوچرخه سوار، شراعبان
چرخ موتور
whelms، چپه کردن، غرق کردن، احاطه کردن
wheel
wheeler-dealer
wheerikins