پالwarp 1واژههای مصوب فرهنگستانطناب یا بافۀ سیمی ستبری که با آن شناور را در بندر میبندند یا مهار میکنند
تار طنابwarp yarn, warp threadواژههای مصوب فرهنگستانهریک از رشتههای طناب که با رشتهای دیگر تابیده شده باشد
طناب چندتابwarp-laid rope, cable-laid ropeواژههای مصوب فرهنگستانطنابی متشکل از سه یا چهار طناب چند رشته که در جهت معکوس به هم تابیده شدهاند