رأی بیاثرwasted voteواژههای مصوب فرهنگستانرأیی که در پیروزی نامزد برندۀ انتخابات نقشی نداشته باشد اعم از آرای اکتسابی دیگر نامزدها و آرای افزون برحدنصاب لازم نامزد پیروز
مست (خودمانی)دیکشنری فارسی به انگلیسیcockeyed, pickled, pie-eyed, plastered, smashed, stoned, tight, wasted