رقنلغتنامه دهخدارقن . [ رَ ] (ع مص ) ترقیم . نوشتن و این مصدر از میان رفته است و بجای آن امروزه ترقین بکار است . (از اقرب الموارد).
رقنلغتنامه دهخدارقن . [ رَ ق َ ] (ع اِ) تخم مرغ مردارخوار. (ناظم الاطباء).بیضه ٔ مرغ مردارخوار. (منتهی الارب ) (از آنندراج ).
کرقندلغتنامه دهخداکرقند. [ ک َ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نیم بلوک قاین شهرستان بیرجند. کوهستانی و معتدل است و 1114 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
بسغورقندلغتنامه دهخدابسغورقند. [ ] (اِخ ) یکی از بزرگترین شهرهای ولایت بامیان در قرن چهارم هَ . ق . رجوع به جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی چ 1337 هَ . ش . بنگاه ترجمه و نشر کت
شکرقندلغتنامه دهخداشکرقند. [ ش َ ک َ ق َ ] (اِ مرکب ) نبات . || نوعی از سیب زمینی شیرین . (ناظم الاطباء).