رقاصانلغتنامه دهخدارقاصان . [ رَق ْ قا ] (اِخ ) دهی از دهستان زیبد بخش جویمند حومه ٔ شهرستان گناباد. سکنه ٔ آن 157 تن است . آب آن از قنات . محصولات عمده ٔ آنجا غلات و ارزن است . (
رقصاندنلغتنامه دهخدارقصاندن . [ رَ دَ ] (مص جعلی ) رقصانیدن . بپای کوبی داشتن . مصدر منحوت از رقص عربی . ترقیص . به رقص آوردن . به رقص درآوردن . به رقص داشتن . او را به رقص در کردن
رقاشانلغتنامه دهخدارقاشان . [ رَ ] (اِخ ) دو کوه اند به اعلای شریف . (منتهی الارب ). دو کوهک است در طرف اعلای شریف در نقطه ٔ تلاقی دار کعب و کلاب و کوههای مزبور بسوی سواد متوجه ان