vouchsafedدیکشنری انگلیسی به فارسیگواهینامه، تسلیم شدن، تفویض کردن، لطفا حاضر شدن، پذیرفتن، عطاکردن، بخشیدن، اعطا کردن
voucherدیکشنری انگلیسی به فارسیکوپن، سند، گواه، هزینه، سند خرج، مدرک، دستاویز، ضامن، شاهد، تضمین کننده، شهادت دادن