چرخهلغتنامه دهخداچرخه . [ چ َ خ َ / خ ِ ] (اِ) بمعنی «چرخله » است و آن رستنی و نباتی باشد که بعربی «شکاعی » گویند، بسبب آنکه بسیار سست و ساق باریک است ، چه هرگاه کسی را بسیار ضع
کرخهلغتنامه دهخداکرخه . [ ک َ خ َ ] (اِخ ) آن را نهرالسوس خوانند از کوه الوند همدان برمی خیزد و با آبهای دینور و کولکو و سیلاخور و خرم آباد و کژکی جمع می شود و بر ولایت حویزه می
کرخهلغتنامه دهخداکرخه . [ ک َ خ َ ] (اِخ ) کرخا. شهری بوده است نزدیک شوش که اکنون نامش بر روی رودکرخه مانده . مقدسی گوید شهری است کوچک و آبادان و نیکو بازارش روزهای یکشنبه است و