ردبلغتنامه دهخداردب . [ رَ ] (ع اِ) راه سربسته . (منتهی الارب ) (آنندراج ). راه سربسته و بن بست . (ناظم الاطباء). راه بی منفذ. (از اقرب الموارد). بن بست . (یادداشت مؤلف ).
جردبةلغتنامه دهخداجردبة. [ ج َ دَ ب َ ] (ع مص ) دست برطعام خوان نهادن تا دیگری نخورد یا بدست راست خوردن و بدست چپ بازداشتن . (منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (آنند