رندشلغتنامه دهخدارندش . [ رَ دِ ] (اِ) ریزه هایی که از تراشیدن چوب و مس و برنج و امثال آن بریزد. (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تراشه . براده . خراشه . (ناظم الاطباء).
رندشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهریزه و تراشۀ چیزی؛ ریزه و تراشه که هنگام تراشیدن چوب یا چیز دیگر فرومیریزد.