رتیللغتنامه دهخدارتیل . [ رُ ت َ / ت ِ ] (اِ) عنکبوت درشت و کوتاه پای که گویند قسمتی از آنها گزنده است و سمی مهلک دارد. رتیلاء. رتیلا. دیلمک . گال . غنده . خایه گیر. خایه گیرک .
رتیلفرهنگ انتشارات معین(رُ تِ یْ) [ ع . رتیلاء ] (اِ.) جانوری است از شاخة بندپایان شبیه به عنکبوت با شکمی بزرگ و پاهایی کوتاه که سم کشنده ای دارد.
رتیلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجانوری شبیه عنکبوت و از خانوادۀ بندپایان، با شکم بزرگ و پاهای کوتاه که بعضی از انواع آن زهری کشنده دارد؛ دلمک؛ دیلمک.
کرتیل آبادلغتنامه دهخداکرتیل آباد. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر. جلگه ای ومعتدل ، و سکنه ٔ آن 1084 تن است . صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی است . (از فرهنگ جغ
کرتیلانلغتنامه دهخداکرتیلان . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق الیگودرز. جلگه ای و معتدل ، و سکنه ٔ آن 773 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
رتیلالغتنامه دهخدارتیلا. [ رُ ت َ / ت ِ ] (از ع ، اِ) رتیل . رتیلاء. لغتی است در رتیلاء. (منتهی الارب ). جانورکی زهردار که بفارسی دلمه گویند. (از ناظم الاطباء). حیوانیست مانندعنک
رتیلاءلغتنامه دهخدارتیلاء. [ رُ ت َ ] (ع اِ) رتیلا. از حشرات است و معروف ترین اقسام آن شبیه مگس است که در اطراف چراغ پرواز میکند وهمه ٔ انواع آن از رسته ٔ عنکبوت است . (از اقرب ال