سنبله 2Virgo, Vir, Virginواژههای مصوب فرهنگستانبزرگترین صورت فلکی منطقهالبروج بین دو صورت اسد و میزان که به شکل بانویی با خوشۀ گندم در دست تصور میشود
رهقلغتنامه دهخدارهق . [ رَ هََ ] (اِخ ) دهی از بخش قمصر کاشان با 1350 تن سکنه . آب آن از 16 رشته قنات و محصول عمده ٔ آن غلات میوه و حبوب و صنایع دستی زنان آنجا قالیبافی است . (
رهقلغتنامه دهخدارهق . [ رَ هََ ] (ع مص ) فروپوشیدن چیزی را قوله تعالی :و لایرهق وجوههم قتر ولا ذلة . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). فروپوشیدن . (از غیاث اللغات )
رهقیلغتنامه دهخدارهقی . [ رَقا ] (ع اِمص ) شتاب روی . گویند: هو یدعو الرهقی ؛ ای یسرع فی مشیته حتی یرهق طالبه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شتاب روی . (آ
رهوقلغتنامه دهخدارهوق . [ رَ ] (ع ص ، اِ)ماده شتر نجیب فراخ گام و رام نرم عنان . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).