vigilanceدیکشنری انگلیسی به فارسیهوشیاری، مراقبت، احتیاط، امادگی، مواظبت، شب زنده داری، کشیک، چالاکی، گوش بزنگی، بیخوابی
کرهلهلغتنامه دهخداکرهله . [ ] (اِ) کوهله . ابوریحان بیرونی در تتمه ٔ کتاب الجماهر فی معرفةالجواهر گوید: در لغت مردمان جرجان بمعنی حلزون و لیسک است . (یادداشت مؤلف ).