نظارهviewواژههای مصوب فرهنگستانهرگونه مشاهدة جاذبههای فرهنگی یا طبیعی از دور یا نزدیک، در مدتزمانی کوتاه یا بلند، بدون بازدید، که معمولاً در گشتنامة سفر مشخص میشود
viewدیکشنری انگلیسی به فارسیچشم انداز، نظر، دید، منظره، نما، نظریه، عقیده، قضاوت، دیدن، از نظر گذراندن
viewsدیکشنری انگلیسی به فارسینمایش ها، نظر، دید، منظره، نما، نظریه، عقیده، چشم انداز، قضاوت، دیدن، از نظر گذراندن