کریزاغهلغتنامه دهخداکریزاغه . [ ک ُ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایرویز بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . کوهستانی و سردسیری است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
رزاغلغتنامه دهخدارزاغ . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رَزَغة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ِ رَزَغة، به معنی گِلزار و لایستان . (آنندراج ). رجوع به رَزَغة شود.
رهزالغتنامه دهخدارهزا. [ رَ ] (اِخ ) شعبه ای از طایفه ٔ عالی انور هفت لنگ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 74). رجوع به طایفه ٔ عالی انور شود.
رهزاواژهنامه آزاد(لری؛ روستای سردره، صیدون، باغملک) در اصل رهزاد. زادۀ راه؛ در راه زاییده شده. || نام طایفه ای از ایل بزرگ بهمئی که در شهر صیدون و روستای سردره زندگی می کنند.
رامافرهنگ نامها(تلفظ: rāmā) (سنسکریت) یکی از تجلیات و اطوار ' وشنو '/vichnou/ در اساطیر هندی ؛ (در فارسی) (رام + ا (پسوند نسبت)) ، منسوب به رام . ← رام .